طراحی فرش ماشینی و نظرات میر مولا ثریا

میرمولا ثریا متولد 1357 در شهر رامسر هنرمند و طراح ایرانی است که هزمان از دو دانشگاه آزاد اصفهان و دانشگاه میراث فرهنگی تهران در رشته کارشناسی فرش و هنرهای دستی فارغ التحصیل شده است. ثریا تا به حال چند نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و کشورهایی همچون امارات و کویت برگزار کرده و به تازگی اولین نمایشگاه انفرادی خود را در شهر نیویورک بر پا کرده است.

میرمولا همزمان با تحصیلات آکادمیک شروع به آموختن هنرهای سنتی نزد اساتید تهرانی و اصفهانی کرد و به تکنیک‌های مختلف طراحی نقوش، ریسندگی، بافت و همه مراحل تولید فرش ایرانی تسلط یافت. او با الهام از نقوش سنتی، ادبیات غنی ایران، فرهنگ متنوع روستایی و عشایری و آشنایی با متریال نمد و ترکیب آن با انواع تکنیک‌های فرش‌بافی، گلیم‌بافی، گبه‌بافی، تایپوگرافی و ... محصولی فاخر و منحصر‌به‌فرد را با رعایت اصول زیبایی‌شناسی هنر مدرن پدید آورده و در طی دوران فعالیت‌های خود با تاسیس کارگاهایی در مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، آذربایجان، کردستان و ... حرفه خود را تداوم بخشیده است. او از شرایط کنونی صنعت فرش ماشینی کشور بسیار گلایه دارد و معتقد است. آنگونه که باید از ظرفیت ها و امکانات موجود در کشور برای تولید فرش ماشینی بهره گرفته نمی شود. و باید نگاه  تصور رایج نسبت به تولید فرش و طراحی در کشور تغییر کند تا بتوان این صنعت را احیا کرد و به صادرات انبوه دست یافت. آن‌چه در ادامه می‌آید حاصل گفت‌وگوی مجله کهن با میرمولا ثریا در زمینه فرش ماشینی است. 

◄ به عنوان یک طراح؛ شرایط صنعت فرش ماشینی را چگونه ارزیابی می کند؟

صنعت فرش ماشینی کشور از ابتدا مسیر  اشتباهی را در طراحی پیش گرفته است؛ چرا که همواره تلاش کرده است با فرش دستباف رقابت کند. صنعت فرش ماشینی از جهت طراحی عملکرد بسیاری ضعیفی داشته است، و دلیل این امر عدم برخورداری تولیدکنندگان از دانش و آگاهی و درک هنری لازم است. تصور رایج آن است که طراحی فرش یک پیشه و حرفه  تخصصی نیست و همه تولیدکنندگان در آن صاحب نظر اند در حالی این حرفه هم مانند پزشکی یک تخصص محسوب می شود و تولید کننده همانطور که هنگام مراجعه به پزشک خود را به او می سپارد هنگام مراجعه به طراح نیز سراپا خود را به او واگذار کند. البته در این بین افراد تحصیل کرده زیادی هم وجود دارند که به طراح اعتماد می کنند اما آن ها نیز اهمیت طراحی غافل می شوند و به دلایلی چون کپی کاری و ... از نوآوری غافل می شوند. در حالی که حتی اگر طرح های آن ها کپی شود باز هم می توانند در بازار موفق باشند. 

علاوه بر این؛ هیچ امکاناتی برای به عرصه آمدن طراحان فرش فراهم نمی شود. در گذشته  شهر کاشان از نظر تعداد طراح و نقشه فرش در ایران بی نظیر بوده است، به گونه ای که هر طرح معرف طراح آن اثر بوده است اما امروز هیچ کدام از آن ها باقی نمانده... زیرا عرصه ای برای نوآوری طراحان وجود ندارد و تولیدکنندگان همواره به دنبال پیروی از یکدیگر و محصولات قدیمی در بازار اند. 

◄ چرا معتقدید برای فرش های پلی استری و اکریلیک باید طرح های متفاوتی را در نظر گرفت؟

من معتقدم فرش های اکریلیک صد در صد از نظر رنگ بندی ایراد دارد. امروزه نرم افزارهایی وجود دارد که رنگ بندی فرش را آنالیز می کند و اغلب اوقات نتایج حاصل از آنالیز نشان از عدم انتخاب رنگ بندی مناسب دارد. 

◄ پیشرفت ماشین آلات و ورود ماشین آلات هزارشانه چه تاثیری در طراحی فرش های ماشینی داشته است؟

ورود ماشین آلات تغییر چندانی در شیوه و نوع طراحی فرش ها نداشته است. در بسیاری از موارد طراحان و اغلب به سفارش تولیدکنندگان طرح ها و نقشه های 700 شانه را ریزتر ساختند؛ چراکه تصور عمومی این است که با ریزتر و ظریف تر شدن بافت در 1000شانه ، ریزتر شدن نقشه های 700شانه کافی است. در حالی که این باور غلطی است و از زیبایی فرش می کاهد؛ حتی در فرش دستباف قم و کاشان نیز با افزایش رج های فرش ، المان (Eleman) های جدیدی به نقشه اضافه می شود اما بسیاری از تولیدکنندگان و طراحان از اهمیت این امر آگاه نیستند و سعی دارند از روش های ساده تری به نتیجه دست یابند. مثلا برای پنهان کردن ضعف طراحی و یا طراحی دقیق و متناسب با دستگاه گل دزدی کنند... شبیه کاری که سهراب سپهری در داستان کلاس نقاشی توصیف می کند؛ معلم نقاشی برای پنهان کردن ضعف خود در طراحی پای اسب، رندی کرده با کشیدن علف پاها را پشت آن ها پنهان می کند. شبیه کاری که اغلب دوستان در طراحی فرش انجام می دهند و متاسفانه در بازار توفیق می یابد و باعث کاهش سلیقه عمومی می شود. 

◄ پیامد این امر را چه می دانید؟

کاهش سلیقه  عمومی باعث عدم توسعه  فروش محصولات ما و عدم توفیق در بازارهای جهانی می شود. شرکت های تولیدی باید به طراحان اعتماد داشته باشند و به نوآوری های آن ها میدان دهند؛ در غیر این صورت جایگاه فرش ما هیچ گاه ارتقا پیدا نمی کند. حداقل کاری که تولیدکنندگان می توانند انجام دهند این است که از عملکرد شرکت های نوآور ایده بگیرند... کاری که در ترکیه اتفاق می افتد. یکی از دلایل ورود ترکیه به بازار جهانی  و دنیای مد و دکوراسیون مثل فرانسه و ایتالیا و... نوآوری در طراحی است درحالی که ما به بازار درجه دو  مثل عراق و عربستان و افغانستان و... که سلیقه عمومی به مراتب پایین تر از سلیقه  عمومی در کشور ماست بسنده کرده ایم. به عقیده  من تا زمانی که تغییری در رویکرد تولیدکنندگان نسبت به طراحی فرش ایجاد نشود فرش ماشینی ایرانی در بازار درجا خواهد زد؛ چراکه آنچه در کشور ما طراحی می شود و به عنوان طراحی مرسوم شناخته شده است در حقیقت در دنیای فعلی منسوخ شده است. 

◄ مثالی درباره  همین ایده های نو آورانه در طراحی دارید؟

بله... به طور مثال فرش هایی که در بازار جهانی توفیق بالایی کسب کرد فرش هایی بود که طرح ها آن ها از فرش های کهنه و مندرس الهام گرفته شده است؛ به گونه ای که در نگاه اول به نظر می رسد فرش قدیمی است و بخش  هایی از فرش ساییده شده است در صورتی که فرش نو بافت است. نخستین بار این ایده را یکی از ایرانیان ترک زبان در لندن  در بافت فرش های دستباف به کار بست و بعد از مدتی با افزایش استقبال عمومی به  این نوع فرش، تولیدکنندگان ماشینی نیز به تولید آن گرایش پیدا کردند در حالی که در کشور ما هیچ ایده نو و تازه در بازار فرش  پذیرفته نمی شود و هیچ درک بصری وجود ندارد؛ این بسیار و بد و ناراحت کننده است.

◄ در بعضی موارد فرش هایی متفاوت و  با طرح هایی نو به بازار عرضه می شود اما آنطور که باید چشم نواز نیست و استقبال عمومی هم به دنبال ندارد. دلیل این امر را چه می دانید؟

به دلیل اجرای ضعیف است... رنگ بندی  نامناسب و ضعیف. بدترین طراحی و جنس را می توان با رنگ بندی چشم نواز  به پر فروش ترین فرش بازار تبدیل کرد در حالی که بهترین طراحی اگر رنگ بندی مناسبی نداشته باشد به هیچ وجه توفیق نمی یابد. در حوزه طراحی و نوآوری در فرش مدرن هیچ کاری در ایران صورت نگرفته است... در حالی که اگر فرشی متناسب با معیارهای استاندارد وارد بازار شود در همان روز اول شرایط بازار را تغییر می دهد؛ چراکه بازار تشنه نوآوری و تازگی است. مثل تاثیری که فرش های شنل در بازار فرش ایران داشت. 

◄  یکی از مسائل مهم در طراحی فرش مسئله کپی است. گسترش این رفتار را چگونه ارزیابی می کنید؟

یکی از بزرگترین معضلات بازار تولید و عرضه فرش ماشینی مسئله نبود «کپی رایت» است. در بسیاری از موارد فرش پیش از آنکه به بازار عرضه شود کپی برداری می شود؛ متاسفانه در شهر کاشان این مسئله بسیار رایج و عادی است. گویا فرهنگ کپی رایت به هیچ وجه جایی در میان تولید کنندگان ندارد تا جایی که گاهی  آدمی ناامیدانه می گوید : چرا این افراد در این بازار حضور دارند؟!! گویی آن ها به این بازار و صنعت هیچ گونه تعلق خاطری ندارند و تنها در پی کسب منافع مادی به سراغ آن آمده اند. به نظرم حتی این تقلید در خرید ماشین آلات هم دیده می شود؛ گرایش به تولید فرش های 1000 شانه هم از همین موضوع نشأت می گیرد در حالی که همچنان می توان از پتانسیل های موجود در دستگاه بافت فرش 700 شانه بهره مند شد و دست به نوآوری زد.

کپی کاری و گسترش آن در بین تولیدکنندگان حتی باعث خستگی و متضرر شدن مدیران شرکت هایی مثل دیبا؛ مشهد اردهال و خاطره کاشان و ... که اهمیت نوآوری و خلاقیت در طراحی فرش را پذیرفتند و تولیدات متفاوتی را به بازار عرضه می کنند. به طور مثال فرش دیبا در مرحله ای برای کوتاه کردن دست کپی کاران مجبور شد محصولاتش را سی درصد ارزان تر از قیمت واقعی کالا بفروشد و این برای صنعت فرش ماشینی فاجعه است.  

◄  می توان گفت صنعت فرش ماشینی دچار نوعی تأخر فرهنگی شده است؟

تاخر فرهنگی نه چرا که تغییر نیاز بازار است اما تصور اشتباهی که از ابتدا بین تولیدکننده فرش ماشینی وجود داشته است و آن هم تلاش برای نزدیکی و رقابت با فرش دستباف و همانند سازی از روی آن است. درحالی فرش ماشینی هیچ گاه نمی تواند تداعی گر احساس و ظرافت های فرش دستباف باشد و باید ویژگی های فرش ماشینی را داشته باشد. 

◄ به این ترتیب فرش ماشینی باید چگونه باشد؟

باید یک هویت مستقل داشته باشد. به این معنی که باید ظرفیت ها و امکاناتی که ماشین و دستگاه را شناخت و با توجه به آن امکاناتی که ماشین می تواند در اختیار ما به عنوان تولیدکننده قرار دهد دست به طراحی و تولید بزنیم تا محصولی متفاوت و مستقل تولید کنیم. یک مثال ساده برای نشان دادن امکانات موجود در تولید فرش ماشینی؛ چند وقت قبل یک فرش دستباف طراحی و تولید کردیم، برای برجسته نشان دادن گل های میانی فرش حدود 3میلیون هزینه کردیم تا  با قیچی بخش هایی از فرش را برای ما کوتاه کنند در حالی در تولید فرش ماشینی این امکان وجود دارد که به وسیله نخ «های بالک» به این برجستگی ها دست یافت. و این همان قدرت فرش ماشینی است؛ قدرتی که باید شناسایی شود و مورد بهره برداری قرار گیرد. 

◄ به طور قطع می توان گفت اقتصاد غیرنفتی ما وابسته به تولید و صادرات فرش است، برای احیای اقتصاد وابسته به فرش چه باید کرد؟ برنامه ریزی دولتی یا واگذاری به بخش خصوصی؟

تجربه مدیریت فرش دست باف توسط دولت نشان داد مدیریت دولتی نه تنها مفید و راه گشا نبوده بلکه به انحطاط  آن سرعت بخشیده است.  با توجه به گردش مالی بالا در صنعت فرش ماشینی باید با الگو قرار دادن کشوری مانند ترکیه بخش خصوصی را توانمند ساخت و امکانات لازم برای تولید را فراهم ساخت تا از صد درصد ظرفیت تولید و صادرات فرش ماشینی بهره مند شد. 

بخش طراحی که امروزه در بسیاری از شرکت های تولیدکننده فرش ماشینی دایر شده است تا چه در تقویت خلاقیت در بازار فرش موثر بوده است؟

اگر مدیر و تفکر که مجموعه با آن مدیریت می شود تفکر مدرنی باشد و اهمیت طراحی و تخصصی بودن آن را پذیرفته باشد مثبت است اما متاسفانه در بسیاری از موارد مدیران تصور می کنند طراحی کار آسانی است و اغلب سعی دارند فرشی متناسب با خواست و میل خودشان طراحی کنند. در حالی که هزینه ای که صرف طراحی می شود هزینه  ناچیز  اما موثری است. به علاوه مدیران باید این امکان را برای طراحان خود فراهم کنند تا با فراغ بال به طراحی بپردازند نه آنکه مانند کارمندها  روزانه طراحی کنند چراکه طراحی خلاقانه نیازمند آسودگی خاطر و تفکر است. 

 

پیام شما؟
در صورت پاسخ، من را با ایمیل با خبر کن
نظرات کاربران